السيد جعفر السجادي

170

فرهنگ اصطلاحات فلسفى ملا صدرا ( فارسى )

ملا صدرا در باب توحيد گويد : اصولا دو هويت كه هر يك وجود قائم به ذات خود داشته باشند درست نيست زيرا با اين فرض وجوب وجود يك معنى مشتركى خواهد بود . بين آن دو كه لا بد عارض بر هر دو است و لازم آيد كه دو ماهيت باشند كه در وجوب وجود مشترك باشند در حال كه ملا صدرا اولا ماهيات را اعتبارى مىداند و ثانيا وجوب مشترك را اعتبارى مىداند و ثالثا وجود را يكى مىداند كه اساس استدلال است وجود يكى است و مراتب دارد مرتبهء اشدّ و اكمل آن واجب الوجود است و مرتبهء اكمل و اشدّ دو مرتبه نيست . ملا صدرا مىگويد يك وجود است كه ماهيات از مراتب آن انتزاع مىشوند و لازم مىآيد كه دو ماهيت واجب هر دو اعتبارى و انتزاعى باشند . « 1 » قهرا لازمهء اثبات توحيد ، نفى شرك و شريك است ملا صدرا دلايلى بر نفى شريك يارى آورده است . اهم براهين او در نفى شريك برهان بسيط الحقيقه است كه گويد « بسيطة الحقيقة كل الاشياء » و گويد ثابت شد كه واجب الوجود تمام اشيا است و همهء موجودات به او بازگردد و بنابر اين چيزى واقعى و حقيقى از حيطهء وجودى او خارج نيست تا شريك او باشد يا جزء او باشد ، كل وجودات وجود او است در عين بساطت و عدم تركيب . و بالجمله از جمله براهينى كه مربوط به اثبات توحيد ذات است و هم صفات اين برهان است كه ظاهرا از انديشه‌هاى خود ملا صدرا باشد كه واجب الوجود تمام اشيا است و كل موجودات است . كه وى از غوامض به حساب آورده است و گويد تنها كسانى اين قاعده را در مىيابند كه از علم لدنى برخوردار باشند و شكل قاعده بدين صورت است « هر بسيط الحقيقة كل اشيا است كل اشيا وجودى » مگر آن‌چه مربوط به نقايص و اعدام باشد . ملا صدرا مىگويد : هر موضوعى كه مصداق ايجاب سلب محمول باشد ( سلب عدولى ) به طور مواطاة يا استقاق مركب است و به عبارت روشن‌تر در قضيه « الانسان لا فرس و يا مسلوب عنه الفرسيّه » لا قضيه سالبهء موجودة الموضوع است و هر قضيّه كه سالبهء موجودة الموضوع باشد ، مساوى با قضيّه معدد له است و در واقع موجبهء سالبة المحمول است و بنابر اين موضوع در اين قضيّه موجود است و نحوى از وجود كه وجود فرسيّت باشد از او سلب شده است . يعنى موضوع اين قضيّه موجود است لكن نحوى از وجود كه وجود فرسيت باشد از او سلب شده است و تحليل آن بدين شكل است كه اولا در صورت موضوع و صورت محمول سلبى در ذهن حاضر مىشود يعنى صورت انسان و صورت لا فرس بودن و ثانيا بين آن دو صورت مقايسه مىشود كه قهرا اين مقايسه به اين صورت است كه يكى از ديگرى سلب شده است و يا مىشود در اين حال در مىيابيم كه آن‌چه موضوع بر آن صادق است ( افراد انسان ) غير از افرادى است كه محمول بر آن صادق است يعنى افرادى كه لافرسيت بر آن‌ها صادق است و به عبارت ديگر ، صورت انسان و صورت لا فرس را در ذهن حاضر مىكنيم و بررسى مىكنيم كه چه امورى بر انسان صادق است و درست است و چه چيزهايى درست نيست و در مىيابيم كه يك دسته از امور بر افراد

--> ( 1 ) اسفار ، ج 1 ، سفر 3 ، صص 19 - 63 .